DG20.IRبهترینها؛برق،مکانیک،ساختمان،تکنولوژی،مدیریت،زبان

DG20.IRبهترینها؛برق،مکانیک،ساختمان،تکنولوژی،مدیریت،زبان

مطالبی در زمینه برق ،مکانیک ،کامپیوتر ،معماری ،کنترل ،الکترونیک ، مخابرات،ابزار دقیق ،هوش مصنوعی ، روباتیک، فتونیک، اویونیکAvionic ،فیزیک ،ساختمان ، تاسیسات، تکنولوژی جدید، موبایل ،مدیریت و کارآفرینی، آموزش زبان و مطالعه،خواندنی های اینترنت و انرژی مثبت
DG20.IRبهترینها؛برق،مکانیک،ساختمان،تکنولوژی،مدیریت،زبان

DG20.IRبهترینها؛برق،مکانیک،ساختمان،تکنولوژی،مدیریت،زبان

مطالبی در زمینه برق ،مکانیک ،کامپیوتر ،معماری ،کنترل ،الکترونیک ، مخابرات،ابزار دقیق ،هوش مصنوعی ، روباتیک، فتونیک، اویونیکAvionic ،فیزیک ،ساختمان ، تاسیسات، تکنولوژی جدید، موبایل ،مدیریت و کارآفرینی، آموزش زبان و مطالعه،خواندنی های اینترنت و انرژی مثبت

تعدادی از سوالات مصاحبه زبان انگلیسی

تعدادی از سوالات مصاحبه های زبان انگلیسی به این طور است :


1. Tell me a little about yourself.

2. What are your strengths?

3. What are your weaknesses?

4. What are your short term goals?

5. What are your long term goals?

6. What do you want to be doing five years from now?

7. If you could change one thing about your personality, what would it be...

8. What does success mean to you?

9. What does failure mean to you?

10. Are you an organized person?

11. In what ways are you organized and disorganized?

12. Do you manage your time well?

13. How do you handle change?

14. How do you make important decisions?

15. Do you work well under pressure?


یادگیری زبان انگلیسی گرامر ساده

در قسمت گرامر زبان انگلیسی بسیار مهم است که زبان آموزان در حد نیاز گرامر یاد بگیرند. نه بیشتر ، نه کمتر . اساتید گروه ESL  کاملا با پروسه یادگیری نوین زبان خارجی آشنایی دارند و به صورت ماهانه جلساتی را با مدیریت گروه برگزار کرده و آخرین تجربیات و تکنیک های یادگیریرا با هم مرور می کنند.

 

گرامر مثل استخوان بندی هر زبان خارجی است که افرادی که می خواهند به آن زبان صحبت کنند نیاز دارند مقدمات و ساختارکلی گرامر زبان را بدانند

 

فرمول جمله بندی در زبان انگلیسی به صورت زیر بیان می شود و این خوب است که می توانیم این شکل جمله بندی را اینجا داشته باشیم.

از آن لذت ببرید و انگلیسی را سریع یاد بگیرید!

 

In English, the order of words in a statement is subject + verb + object.
 

Subject

Verb

Object

 

 

I
Mike
She

am
is watching
does not drink

a doctor.
a film.
coffee.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Some verbs do not have an object.
 

Subject

Verb

 

 

 

Ann
We

is swimming.
are walking.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

After the verb 'to be', we can also use an adjective.
 

Subject

Verb

Adjective

 

 

She
Paul

is
feels

tired.
happy.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

After some verbs, we can talk about a person and an object.
 

Subject

Verb

Person

Object

 

Peter
She

is making
is writing

Tom
him

a cup of tea.
a letter.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

We usually put information about times or places at the end of a sentence.
If both are in the sentence: we usually put 'place' before 'time'
 

Subject

Verb

Object

Places

Times

He
She

has
reads

a holiday
a book

in Spain.
 

every year.
every week.

 

اشتباهات رایج در زبان انگلیسی

در این مطلب اشتباهات رایج زبان انگلیسی در بیان و دریافت مطلب و مفهوم صحیح کلمات را به نمایش قرار می دهیم. این شباهت های تلفظی بعضا مورد خطا گرفته می شود و خیلی خوب است که ذهن شما با تصویر آن ها به صورت یک دسته در کنار هم آشنا شود.

to = I'm going to London.

to = It's ten to three.

two = I can count: one, two, three.

too = Sarah likes cats. I like them too.

too = The music is too loud.

here = Don't look there, your book is here.

hear = Speak louder, I can't hear you.

hair = She's got long hair.

her = It's her book.

witch = That old lady is a witch.

which = Which of these books is yours.

with = I'm going to the cinema with my friends.

white = I'm wearing a white T-shirt.

now = I don't want to wait, I want it now.

no = Is your answer yes or no?

know = I don't know the answer

50راه جادویی برای یادگیری سریع زبان انگلیسی

1 - از اشتباه کردن در زبان انگلیسی نترسید. 

با اعتماد به نفس کامل انگلیسی صحبت کنید و اجازه دهید دیگران اشتباهات شما را اصلاح کنند.( بالاخره یک روز اشتباهات شما تمام می شوند. )

2 - اطراف خود را از چیزهای انگلیسی زبان پر کنید.

خود را در محیط کاملا انگلیسی زبان قرار دهید. همه چیزهایی که با آن ها در ارتباط هستید ( دوستان ، کتاب ، اخبار ، فیلم و .....). بهترین روش روانی در مکالمه ، صحبت کردن است.

3 - هر روز انگلیسی تمرین کنید. 

برای خود یک برنامه ریزی مطالعه زبان انگلیسی انجام دهید و مقدار زمان مطالعه انگلیسی هر روز را مشخص و خود را موظف به انجام آن بدانید. مطالعه انگلیسی باید جزئی از برنامه های روزانه شما قرار گیرد.

4 - با دوستان و خانواده خود برنامه مطالعه زبان انگلیسیتان را در میان بگذارید.

از آن ها بخواهید تا شما را مجبور به اجرای برنامه خود سر وقت مشخص کنند و البته اجازه ندهید برای شما مزاحمتی در موقع مطالعه ایجاد کنند.


5 - بر روی هر چهار مهارت انگلیسی ( گفتاری ، شنیداری ، نوشتاری ، خواندن ) تمرین کنید.

هر چهار مهارت برای یادگیری بهتر شما نیاز است. 

6 - یک دفترچه یاداشت مخصوص کلمات جدیدی که یاد می گیرید درست کنید . 

کلمات جدید را حداقل 3 بار در مثال های مختلف در حال صحبت کردن استفاده کنید تا کاملا بر آن مسلط شوید.

7 - کلمات جدید را حفظ نکنید . در مثال یاد بگیرید.

حفظ کردن کلمات یک روش رایج برای شرکت در امتحان است و معمولا پس از مدتی بیشتر مطالب حفظ شده بعد  امتحان ازحافظه پاک می شود.

8 - از بهترین زمان یادگیری خود در طول روز استفاده کنید.

ساعات یادگیری در افراد متفاوت است . مثلا عده ای صبح زود بهتر یاد می گیرند . عده ای بعد از ظهر و عده ای در ساعات شب . زمان یادگیری خود را پیدا کنید.

9 - بعد از هر دوره مشخص از خود امتحان بگیرید.

شما متوجه خواهید شد که اگر برای امتحان بخواهید مطالعه کنید، خود را ملزم به خواندن می دانید.

10 - برای خود اهداف انگیزشی مشخص کنید و آن ها را برای خود تکرار کنید.

مثلا به خود بگویید بعد ار یادگیری زبان انگلیسی چه کارهایی می توانید انجام دهید. ( شغل جدید ، ارتباطات جدید و .....) . یا چگونه کیفیت زندگی شما با دانستن زبان انگلیسی بهبود پیدا می کند .

11 - یک هدف دراز مدت برای خود اتنخاب کنید .

تمرکز خود را بر نحوه رسیدن به هدفتان بگذارید.

12 - همچنین یک هدف کوتاه مدت برای خود انتخاب کنید.

پاداشی را برای هدف کوتاه مدت خود مشخص کرده و پس از دستیابی به آن هدف به خود جایزه بدهید.

13 - به خود بگویید که زبان انگلیسی را به خاطر علاقه مطالعه می کنید نه از سر اجبار.

 شرایطی را برای خود فراهم سازی که یادگیری زبان انگلیسی یک تمایل قلبی باشد نه از سر زور و اجبار. زبان می خوانید چون خودتان می خواهید.

14 - بهترین روش و متد مطالعه و یادگیری که قبلا برای شما جواب داده است را شناسایی و بکار بگیرید.

درباره روش های یادگیری خود که فکر می کنید بهتر از دیگران هستید را پیدا کنید.

15 - این مهم است که شما چگونه زبان یاد می گیرید.

عده ای ترجیح می دهند در گروه و به صورت ارتباط با افراد مختلف زبان یاد بگیرند. ولی برخی هم ترجیح می دهند در محیط آرام و ساکت و به صورت انفرادی مطالعه زبان داشته باشند.

16 - از دیگران کمک بگیرید.

اگر شما چیزی را نمی دانید و یا در رابطه با موضوعی شک دارید، بهتر است از معلم یا هم کلاسیهای خود که دانش بالاتری دارند بپرسید.

17- دوره، دوره، دوره، فقط دوره کنید.

هر مطلبی که قبلا یادگرفته اید را صدها بار برای خودتان دوره کنید.

18 - اصلا کار خوبی نیست که برای مطالعه، از 30 دقیقه بیشتر وقت بگذارید.

زمانبندی مطالعه خود را طوری تنظیم کنید که هر نیم ساعت یکبار ، استراحت کوتاهی داشته باشید و از هوای تازه استفاده و به عضلات پاهای خود استراحت دهید.

19 - برای رفتن به سطح بالاتر عجله نکنید.

فقط روی سطحی که در حال حاضر هستید تمرکز کنید و از توجه به اسم سطح زبان خود، خودداری کنید.

20 - به جای تماشای تلویزیون، دی وی دی تماشا کنید.

فیلم ها و منابع انگلیسی زبان خود را از طریق دی وی دی یا چیزهایی که بتوانید در حین اجرا نگه دارید ، تماشا کنید که اگر قسمتی از فیلم را متوجه نشدید برگردید و دوباره تماشا کنید.

21- تماشای تلویزیون برای زبان آموزان سطح بالا مناسب است.

تماشای تلویزیون به زبان انگلیسی فقط این اجازه را به شما می دهد که یک بار آن را گوش کنید.این روش برای زبان آموزانی که می خواهند لهجه خور را قوی تر کنند مناسب است.

22- داستان های کوتاه انگلیسی مطالعه کنید.

معمولا در بازار کتاب های سطح بندی شده زیادی وجود دارد که برای سطوح مختلف طبقه بندی شده اند.کتاب مناسب سطح زبان خود را خریداری کرده و آن را تا آخر مطالعه کنید. بعد از اتمام کتاب حس زیبایی را به شما میدهد. امتحان کنید.

23- کتاب های انگلیسی کودکان کلمات آسان تری دارند.

کتاب های کودکان حاوی کلمات آسان تری هستند که برای خواندن خصوصا زبان آموزان سطوح پایین تر مناسب می باشند.

24- روزنامه انگلیسی مطالعه کنید.

روزنامه های محل های مناسبی برای یافتن ساختار جملات پسیو می باشند که شما می توانید آن ها را مطالعک کرده و ساختارهای پسیو و اکتیو آن را مشخص کنید.

25- ابتدا معنی کلی کلمات جدید را بخوانید.

همیشه برای یادگیری کلمات جدید اول معنی آن ها را در دیکشنری انگلیسی به انگلیسی جستجو کنید.

26- برای فهمیدن معنی کلی کلمات جدید، معنی کلمات کلیدی به کار رفته در توضیح لغت را پیدا کنید.

 اگر معنی کلی لغات جدید را متوجه نشدید ، کلمات کلیدی مورد نیاز در توضیح کلمات را پیدا کنید.زیرا این کلمات تقریبا هم معنی لغت مورد نیاز شما هستند. در آخر برای درک بهتر معنی در دیکشنری انگلیسی به فارسی، معنی دقیق آن را بیابید.

27- معنی کلمات را حدس بزنید.

 سعی کنید معنی کلمات به کار رفته در جمله را، در همان متن حدس بزنید.

28- دایره لغات خود را بزرگ و بزرگتر کنید.

هر چه قدر کلمه بیشتر بدانید ، راحتر معنی کلمات را متوجه می شوید.

29- اشکال مختلف کلمات را یادبگیرید.

وقتی کلمه جدیدی را یاد می گیرید، فرم های اسم ، صفت، فعل و قید آن ها را نیز پیدا کنید.

(Beautiful (adjective), beauty (noun), beautifully (adverb

30- با پیشوند و پسوند کلمات آشنا شوید.

پیشوند و پسوند کلمات کمک می کنند ساختار لغات برای شما آشنا باشند و در نتیجه راحت تر آن ها را یاد می گیرید.

31- استرس تلفظ صحیح کلمات را یاد بگیرید.

انگلیسی برخلاف زبان ژاپنی و فرانسه از استرس( فشار) بر روی بخشی از کلمات برای تلفظ برخوردار است.سیلاب های کلمات را بشمارید و استرس صحیح را یر روی سیلاب ها یاد بگیرید.

32- هر وقت می توانید از زبان انگلیسی استفاده کنید.

از هر فرصتی برای یادگیری و صحبت کردن انگلیسی استفاده کنید. به همین سادگی!

33- انگلیسی را به فارسی ترجمه نکنید.

هرگز حتی در ذهن خود از ترجمه انگلیسی به فارسی یا فارسی به انگلیسی پرهیز کنید. 

34- با خود انگلیسی صحبت کنید.

در هر کجا در طول روز با خود انگلیسی صحبت کنید.( البته تو جاهای شلوغ مثل اتوبوس مواظب مردم باشید صدایتان را نشنوند. چون امکان دارد فکر کنند شما دیوانه شده اید!)

35- انگلیسی را انجام دهید!

شما نمی توانید زبان انگلیسی را از کتاب یاد بگیرید.باید انگلیسی را مانند یادگیری رانندگی انجام دهید.

36- بهترین راه یادگیری گرامر در صحبت کردن انگلیسی است.

گرامر را در صحبت کردن یاد بگیرید.

37- دفترچه خاطرات انگلیسی درست کنید.

برای خود اتفاقات روزانه را به صورت خاطره به زبان انگلیسی یادداشت کنید.ابتدا با جملات کوتاه شروع کنید.سپس روزانه آن را گسترش دهید تا به نوشتن هر روز عادت کنید.

38- از وب سایت های اجتماعی انگلیسی زبان استفاده کنید.

در وب سایت های یادگیری زبان انگلیسی عضو شوید و نظرات خود را با دیگر زبان آموزان به اشتراک بگذارید.

39- واقعا اگه می خواهید راحت صحبت کنید، به انگلیسی بنویسید.

همه ایده های خود را درباره موضوعات مختلف که به ذهنتان می آید، روی کاغذ نوشته و سر فرصت درباره هرکدام به زبان انگلیسی چند خط بنویسید.

40 - اصلا نگران اشتباهات گرامری و دیکته ای خود در نوشتن نباشید.

بدونی نگرانی متن کامل خود را درباره موضوع انتخابی نوشته و سپس برگردید و دوباره نوشته خود را صحیح کنید.می توانید از یک معلم برای تصحیح کمک بگیرید.

41 - به علامات نوشتاری مثل کاما توجه کنید.

علامات نوشتاری می توانند معنی کلی متن را تغییر دهند.به مثال زیر توجه کنید:

woman without her man is nothing” and “A woman: without her, man is nothing”

تفاوت را مشاهده کردید. پس مراقب باشید.

42 - به انگلیسی آواز بخوانید!

به دنیا صدای زیبایتان را نشان دهید. موزیک های انگلیسی را یاد بگیرید و به همراه آن ها با صدای بلند بخوانید.با این کار شما روانی در صحبت و لحن کلام را یاد می گیرید. کی حاضر شروع کنه!؟

 43 - یک دوست اینترنتی انگلیسی زبان پیدا کنید.

با توجه به گسترش ارتباطات و برنامه های ارتباطی موجود ، پیدا کردن یک دوست از راه دور بسیار ساده به نظر می آید. اگر با دوستتان نمی توانید انگلیسی صحبت کنید، این تازه بهترین اتفاق است که رخ داده! 

44 - سی دی و ترکهای انگلیسی گوش کنید.

گوش کنید ، تکرار کنید، گوش کنید ، بنویسید، گوش کنید و به لحن و ریتم گفتار توجه کنید. و در آخر دوباره گوش کنید.

45 - یک رادیو داشته باشید!

در خانه حتما یک رادیو داشته باشید که شبکه های انگلیسی زبان را دارد. هر چند زیاد گوش نمی کنید ، ولی داشته باشید حداقل یک نوع تمرین محسوب می شود.

46 - برای تقویت دیکته گوش کنید و بنویسید.

به سی دی یا دوست خود گوش کنید و هر چه او می گوید را بنویسید.

47 - شجاع باشید و صدای خودت را ضبط کن . 

معمولا کسی از شنیدن صدای خود ، خوشش نمی آید. ولی شما شجاع باشید و صدای خود را ضبط کنید. سپس به لهجه و ریتم صدای خود توجه کنید. با این کار تا حدودی متوجه اشتباهات خود می شوید.

48 - اگر معلم خوبی دارید، صدای او را در هنگام صحبت کردن ضبط کنید

با این کار به راحتی می توانید چندباره درس را دوره کنید و به لحن معلم خود عادت کنید.

49 - از دیکشنری انگلیسی به انگلیسی استفاده کنید.

به هیچ عنوان جملات انگلیسی را به فارسی ترجمه نکنید. بگذارید مغزتان به انگلیسی فکر کردن عادت کند.

50 - دیکشنری انگلیسی به انگلیسی ترسناک نیست!

اگر فکر می کنید دیکشنری انگلیسی به انگلیسی ترسناک به نظر می رسد، دیکشنری مناسب سطح خود را پیدا کنید. از اول ، دیکشنری یادگیری پیشرفته ( Advanced) نگیرید که ترسناک به نظر برسد.

۱۰ راهکار برای یادگیری و تقویت فنون سخنوری!

فکر می کنی سخنور خوبی هستی؟ مشخصات یک سخنران خوب چیست؟

استعداد و توانایی سخنوری در هر موقعیتی از جمله کار وتجارت روابط عمومی و حتی روابط عاشقانه می تواند به کار بیاید. در سفرهای مختلفی که داشته ام با افراد زیادی آشنا شده و در گروه های بسیاری حضور پیدا کرده‌ام. در این ملاقات ها به این نتیجه رسیدم که کیفیت تعامل بین افراد به دو عامل عمده بستگی دارد ۱- تناسب بین ارزش های دو طرف ۲- میزان سخنوری شخص مقابل.

وقتی با افراد خوش صحبت مواجه می شدم ساعت ها راجع به مسائل مختلف حرف می زدیم. از معاشرت با اینگونه افراد بسیار لذت می برم چون خودآگاه، حساس و اجتماعی هستند. در حین گفتگو انرژی مثبت زیادی ساطع می شود. از طرفی با افرادی نیز صحبت کرده ام که مانند اتومبیلی خراب در حال حرف زدن دائماً ریپ می زنند. مکث های طولانی! صدای مونوتن! و در نهایت با اولین بهانه ی ممکن فرار را بر قرار ترجیح داده ام! شخصی را به یاد می آورم که با اینکه آدم باهوشی بود اما هیچ حس دوطرفه ای بینمان ایجاد نشد. او دائماً سؤالات شخصی می پرسید و سعی می کرد در زندگی شخصی ام سرک بکشد. و متأسفانه این در حالی بود که از جواب دادن به پرسش های من طفره می رفت. مورد دیگر شخصی بود با روحیه ای مهاجم! تمام نظرات من را تبدیل به بحث و مجادله می کرد و در این بین عقاید من را بی اهمیت و بی ارزش جلوه می داد و سپس سعی می کرد با بافتن آسمان و ریسمان من را توجیه کند که چرا و چطور حرف های من غلط و حرف های او درست است! که البته در هر دو مورد ملاقات اول بدل به آخر شد.

با توجه به این که داشتن قدرت سخنوری در جهان امروز یک الزام محسوب می شود باید بدانیم که با حیله و نیرنگ نمی توان کسی را به ادامه ی مکالمه وادار کرد. در ادامه به ۱۰ قانون مهم و ضروری در مکالمه اشاره می کنیم.

۱- به شخص مقابل علاقه داشته باش!

او کیست؟ در مغزش چه می گذرد؟ از چه چیزهایی خوشش می آید؟ انگیزه ی حرکت در او چیست؟ این پرسش هایی است که در اولین مواجهه با شخص باید دریابی. گاهی با افرادی روبرو می شوم که به طور طبیعی و به آرامی در ابتدای صحبت همه چیز را درباره ی خودشان بیان می کنند. رخداد چنین روند طبیعی ای می تواند به یک روند موفق در مکالمه منجر شود. حتی اگر موارد ۲ تا ۱۰ را کاملاً اجرا کنیم باز هم با یک مکالمه ی بی روح روبرو می شویم زیرا نیروی محرکه ی قوی در پس این بده بستان رنگ باخته است. پس به خاطر داشته باش برای تبدیل شدن به یک سخنران خوب باید به طرف صحبتت علاقه مند باشی و از صمیم قلب بخواهی با او باشی و از مصاحبتش لذت ببری. اگر از او خوشت نمی آید چرا وقتت را صرفش می کنی! بدان زندگی کوتاهتر از آن است که صرف کارهای کنی که دوست نداری!

۲- بر مثبت ها تمرکز کن.

 به دنبال موضوعات مثبت باش. نه غصه های گذشته بلکه اهداف آینده! به جای اینکه درباره ی چایی که صبح روی لباست ریخته حرف بزنی درباره ی فیلمی که بعدازظهر می خواهی ببینی حرف بزن. البته گهگاهی صحبت درباره ی امور منفی نیز خالی از فایده نیست. زمانی که شخص مقابل هم از آن بهره ای ببرد و در واقع برای نیل به مقصودی باشد(به عنوان مثال در جهت شناخت بهتر او یا برای همراهی با او). سعی کن در حین صحبت گرایش ذهنی ات همواره رو به جلو باشد. کمتر گله کن! بیشتر در پی راه حل ها باش! کمتر قضاوت کن و بیشتر همراه و همدل باش. این کارها باعث می شود در نگاه مردم شخصی دلخواه و دوست داشتنی باشی.

۳-صحبت کن نه بحث و نه مجادله!

در شروع این مقاله در مورد مکالمه ام با شخصی صحبت کردم که روحیه ای بسیار مهاجم داشت. به جای آن که از این گفت و شنود لذت ببرد فقط سعی می کرد در برابر هر یک از  جملات من موضع بگیرد و طولی نکشید که به مکالمه ای پوچ تبدیل شد. مکالمه باید سکویی برای پرواز باشد و نه میدانی برای جنگ! همیشه برای صحبت و بحث و تبادل نظر آماده باش اما به عنوان فعالیتی هدفدار و دوستانه! نیازی نیست در هر مباحثه و صحبتی به نتیجه یا نقطه ی توافقی برسیم.

۴- حرمت ها را حفظ کنید! عقایدتان را تحمیل نکنید! انتقاد نکنید! قضاوت نکنید!

به نقطه نظرات دیگران احترام بگذار. اظهار نظر خوب است اما حق نداری نظراتت را تحمیل کنی. به حریم افراد تجاوز نکن مگر اینکه مشترکاتی در آن داشته باشید. برای انتخاب های دیگران ارزش قائل باش! نه قضاوت کن و نه انتقاد! در غیر این صورت خودت و عقایدت را به دیگران تحمیل کرده ای! به خاطر داشته باش هرکسی حق دارد خودش باشد! همان طور که خود تو این حق را برای خودت قائل هستی!

۵- بگذار طرف مقابلت بدرخشد و لذت ببرد!

همیشه به دنبال صحبت درباره ی مسائلی باش که او هم در آنها حرفی برای گفتن داشته باشد. برای حرف هایش اعتبار قائل باش! از استعدادهایش در هر زمینه ای تعریف و تمجید کن. از اعتراض و مخالفت تا حد امکان پرهیز کن. اجازه بده بدرخشد و در پرتو این درخشش شاد باشد. برخی از افراد به آن چه که دارند آگاه نیستند. توانایی های منحصر به فردشان را نمی شناسند. راهنمای آن ها باش تا خودشان را بهتر بشناسند و به خود و اطرافیان عشق بورزند.

۶- در حالی که مشترکات را کشف می کنی و می پرورانی سعی کن با تفاوتها کنار بیایی!

هر کسی با دیگری تفاوت هایی دارد و در عین حال اشتراکات زیادی نیز بین آن  ها یافت می شود. تفاوت ها را از صمیم قلب بپذیر زیرا همان ها هستند که تو را به یک موجود یگانه و منحصر به فرد تبدیل می کنند و نیز بپذیر که باید با دیگران اختلاف عقیده و نظر داشته باشی اما وقتی با کسی هم صحبت می شوی به دنبال اشتراکات باش. به محض آن که وجه اشتراکی پیدا کردی از آن به سادگی نگذر سعی کن آن را بشکافی و از دلش دنیایی از تفاهم و همراهی بیرون بکشی. او را بهتر و بیشتر بشناسی و از هر نقطه ی اشتراکی سکویی برای رسیدن به اشتراک بعدی بسازی!

۷- با خودت روراست باش!

همه ی دارایی تو در هویتت خلاصه می شود! او را در آغوش بگیر و بگذار بدرخشد. پنهانش نکن. تقلید و تکرار کورکورانه حرف های دیگران در یک گفتگو بسیار خسته کننده است. در واقع چیز جدیدی برای بحث و گفتگو باقی نمانده. همه چیز قبلاً – چه بسا بهتر- گفته شده است. آماده باش تا بتوانی درباره ی نظرات و عقاید واقعی‌ات اظهار نظر کنی(البته نه با روحیه و لحنی تهاجمی). به بیان باورهایت افتخار کن و بگذار مردم خود خودت را بشناسند. نقاب را بردار.

۸- ۵۰-۵۰ مساوی!

همیشه معتقدم یک مکالمه ی خوب زمانی شکل می گیرد که هر دو طرف به یک میزان در آن مشارکت داشته باشند. گاهی بسته به شرایط این نسبت به ۶۰- ۴۰ یا ۴۰-۶۰ تغییر می کند. اما بهترین حالت همان نسبت مساوی است و این یعنی باید بعد از اینکه کمی حرفی زدی با طرح یک سؤال نوبت را به دیگری واگذار کنی. همچنین این اصل نشان می دهد هر دو طرف باید به یک میزان درباره ی خودشان صحبت کنند. اگر شخص مقابل درباره ی تو و زندگیت کنجکاوی نمی کند به این معنی نیست که نباید بگویی. گاهی بعضی از مردم نمی پرسند چون شخصیت و طبیعتشان به این صورت است.

۹- در یک کلام: سؤالات به درد بخور بپرس!

پاسخ مناسب از پرسش صحیح و به جا به دست می آید! سؤال هایی که مطرح می کنی به مکالمه جهت می دهد. سؤالاتی مانند: – چه چیزی در زندگی به تو انگیزه ی حرکت و تلاش می دهد! – چه اهدافی را دنبال می کنی!؟ – چه چیز موجب شد دگرش یابی و در خودت دگرگونی ایجاد کنی؟! و نه سؤالاتی مثل: دیروز چه کار کردی؟! بعداً می خواهی چه کار کنی؟! البته بعضی افراد برای پاسخگویی به چنین پرسش هایی به صورت ناگهانی آمادگی ندارند و این کاملاً عادی است. در اینگونه موارد باید با سؤالات ساده و سطحی تر شروع کنی و کم کم هنگامی که شخص آمادگی پیدا کرد و به اصطلاح یخ‌اش آب شد به سؤالات اصلی و عمیق برسی. سؤالاتی که از خلال آن ها می توان به درونیات شخص پی برد!

۱۰- بده و بستان!

گاهی افراد در مکالماتشان چرند و پرند سر هم می کنند. به عنوان مثال انتقاد می کنند، بیان جملات نه چندان خوشایند! تعریف کردن جوک های بی معنی! شخصیتشان را از روی این صحبت ها قضاوت نکن. این ها را لغزش های فرویدی [فروید، روانشناس مشهور اتریشی ] بدان و بگذر!یا حداقل دودل باش! (مگراینکه خلافش ثابت شود). هر کدام از ما گاهی حرف هایی زده ایم که تا به امروز در حیرتیم چرا!!!!!!! امروز به خودمان می خندیم و سعی می کنیم تکرار نشود!

ترجمه اختصاصی دگرش